|
نمي دانم چرا هر گاه كه مي خواهم از يك مجري يا مجريگري بگويم و بنويسم ، بي اختيار يك نام كه براي تمام هم نسليهايم آشناست در خاطره ام شروع مي كند به وزيدن . نسيمي كه بوي كودكيها را تداعي مي كند . “ الهه رضايي” بقول خودش با برنامه كودك و نوجوان كودكي كرد و بزرگ شد . شايد بارزترين دليل حك شدنش در خاطره هامان هم به آن برگردد ، شايد هم اينكه اين روزها ديگر پيش روي كودكان نمي نشيند و در برنامه هايي مي بينيمش كه با ما ارتباط دارد زياد هم به ميانسال شدنش بي ربط نباشد . بگذريم …در چند ساله اخير هم مجريان خوب كم نداشته ايم . بعضي مانده اند و تعدادي نيز به همان عجله كه آمده اند ، گذشته اند و ديگر خبري ازشان نيست . از اين كاروان مي توان به محمود شهرياري ، عادل فردوسي پور ، رضا صفدري ، رضا اسماعيلي و محمد حسيني اشاره كرد . ابتدا وقتي تصميم به نوشتن اين يادداشت گرفتم به دنبال نوشتن از چيز ديگري بودم . يك برنامه پر طرفدار كه چند روز مي شود كه تمام شده . فرزاد حسني و همكارانش چند صباحي است كه كوله هاي ما و خودشان را پر از خاطره كردند و رفتند تا شايد سلامي ديگر از راه برسد .ابتدا مي خواستم از كوله پشتي بنويسم . اما هر چه بيشتر نگاه كردم بيشتر به اين دستيافتم كه امثال كوله پشتي بسيار بوده اند . برنامه هاي بعضا خشكي كه هيچگاه از مرز گفت و گو هايي براي معرفي نخبگان نگذشته اند و در برقراري ارتباط با مخاطبانشان درست عمل نكرده و هرگزهم موفق نبوده اند . كوله پشتي هم آنچنان هدف شاق و دور از دسترسي را دنبال نمي كرد ، كار نويي هم نبود ، هم رديفش را مي توان با يك ساعت تاخير از شبكه اول ديد ، بنام يخ در بهشت .اما از هر جواني كه مي پرسي ، در جوابت سري تكان مي دهد به اين معنا كه ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است !شايد همين سر تكان دادن ها باعث شد تا بيشتر تماشايش كنم و در مقايسه ها به نكاتي برسم كه از ساير همشكلانش متمايزش مي سازد . كوله پشتي آمد و در اقيانوسي از ايمان و اعتقاد و تقدس تعميدمان داد و رفت . كوله پشتي مسائلي را يادآورمان شد كه مدتها بود جديشان نگرفته بوديم . فرسنگها ازشان دور شده بوديم . كوله پشتي وقتي مي رفت كوله هامان را پر از ياس كرده بود . پر از عطر شهادت . پر از لحظه هاي اشك آلود . پر از شبهاي شيشه اي . لبريز از ترانه هايي كه سروده نشده . كوله پشتي هر روز يك ميهمان داشت ، ميهماني كه در صفحه اي از زندگي خوش درخشيده بود ، هر روز يك گزارش داشت ،كه در آن “محمدرضا حسينيان” سر به كوچه و خيابان مي گذاشت تا آنچه را كه هر روز چندين و چند بار شاهدش هستيم را با چشم ديگري ببينيم . هرروز يك مجري داشت ، برگ برنده اي به نام فرزاد حسني . نمي دانم حسني قرار است از آن جمله مجرياني باشد كه بماند يا به همان سرعت كه آمده كوله پشتي اش را ببندد و برود ، نمي دانم شايد اصلا هم اين مسئله مهم نباشد . شايد حك شدن در خاطره ها به يك عمر شهرت و ثروت بيارزد .امروز بسياري از جوانان ما فرزاد حسني را نه به خاطر اين مي شناسند كه سراينده ترانه آدمفروش شادمهر عقيلي است و نه به دليل بازيش در مسافري از هند و نه اينكه پسر خانم حكمت بوده در سريال كمكم كن . امروز حسني را با كوله پشتي اش مي شناسند و اجراهاي بي تكلفش .حسني ادبيات پر از تعارف و هندوانه زير بغل گذاردن و نان به هم قرض دادن در تلويزيون ما را بدل به ساده و صريح و بي پيرايه گويي كرده است . به اينكه به هيچ عنوان قرار نيست سنگ سنگين برداري و نداني كه چكارش كني .گاهي احساس مي كنم كه صندلي داغ حسني را كم دارد و بقول خودش طغيان عليه اجراهاي يكنواخت شده كه سراسر پر است از تقديم هاي جورواجور به هم .در كوله پشتي سه پره پنكه هيچگاه به هم نمي رسيدند ، نه گرگ معلوم مي شد و نه بره . حسني در كوله پشتي نشان داد كه تنها وظيفه يك مجري معرفي بخشهاي يك برنامه ، پر كردن فضاي مرده و پرسيدن سئوال از ميهمانان نيست . حسني در كوله پشتي اقيانوسي بود از اطلاعات با عمقي كه از يك بند انگشت تجاوز نمي كرد .نكته اي كه گهگاه يك امتياز بزرگ براي صاحبانش به حساب مي آيد . او فاصله بسياري با همكارانش ايجاد كرد و پيشاپيش همه قرار گرفت اما اين هيچگاه به معناي خالي از نقص بودن كار او نبود . براي پي بردن به ضعف هاي او بايد تا آخرين كوله پشتي تامل مي كردي تا آنجا كه يك حسني و يك حسيني رودر رو شوند و درست همانجا بود كه پاشنه آشيل مهندس 28 ساله مكانيك پيدا شد .غرور حسني و اينكه در برابر سئوالاتي كه تمام هفته مخاطبانش را به پاسخ دادنشان وعده داده بود دوام نياورد و دائم از زير سايه سنگين سئوالات پر از شيطنت محمد حسيني به اقسام الطرق شانه خالي مي كرد تا در تسلط بيشتر حسيني ايمان بياوريم و كار تا آنجا پيش رفت كه حس مي كرديم دستهاي مجري مغرور كوله پشتي با آن ابروان ضخيم و مشكي كه كلي واژه حي و حاضر سر زبانش رديف ايستاده اند در حال بالا رفتن هستند اتفاقي كه اگر حسيني در برابر گاردي كه فرزاد حسني در آن فرو رفته بود كوتاه نمي آمد ، آشكارا به وقوع مي پيوست . گفت و گويي كه در لحظاتي به يك ميز گرد تمام عيار و جانانه در مورد طنز و اهداف برنامه سازي و… بدل شده بود ، بي هيچ نتيجه اي پايان يافت . نقطه تاريك ديگري كه در نحوه اجرايش به چشم مي آمد ، غلو هاي گهگاه او در برابر ميهمانان برنامه اش بود و البته گاهي هم استفاده از فن بازيگري ! در نهايت كوله پشتي تمام شد و تنها نكته جالب آخرين قسمتش دوئل فرزاد حسني و سيد محمد حسيني بود و يك نامه و يك تربت و يك تسبيح . كوله پشتي تمام شد و اصلا نمي توان حدس زد كه حسني در جامه مجري چه وقت به جعبه هاي جادويي چهار گوش خانه هامان بازخواهد گشت . بازگشتي كه آرزو داريم همچنان قدرتمندانه و دوستداشتني باشد . اگرچه نام فرزاد حسني در خاطراتمان گم نخواهد شد .
+نوشته شده توسط محمدرضا خالقی زاده | چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 5:14 | متولد سه شنبه 14 تیرماه 1356 ساعت 15:30 در بیمارستان آپادانا اهواز
تحصیل در دبستان دکتر هوشیار، مدرسه راهنمایی شاهد و دبیرستان شهدا اهواز ورود به دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز و تحصیل در رشته مهندسی کشاورزی نویسندگی و کارگردانی فیلمهای کوتاه: توهم، زشت و زیبا و گلهای پارچه ای / انجمن سینمای جوان اهواز سردبیری ماهنامه دانشجویی ره آورد برنده تندیس بهترین طنز دانشجویی کشور، دیماه / 1380 عضو تحریریه بولتن جشنواره تاتر دفاع مقدس / 1382 عضو تحریریه بولتن پنجمین جشنواره تاتر ایران زمین / 1382 سردبیری هفته نامه دیدار، ضمیمه جوان روزنامه همسایه ها دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه همسایه ها یادداشت نویس گروه هنر روزنامه شرق برنده تیتر برگزیده کشور در دوازدهمین جشنواره مطبوعات / مردادماه 1384 دستیار فیلمنامه مجموعه تلویزیونی کارآگاهان / در حال پخش عضو گروه نویسندگان مجموعه تلویزیونی ترانه مادری / در حال پخش آرشیو موضوعیصفحه نخستپست الکترونیک داستان کوتاه تلویزیون سینما گفت گو ها روزنوشته ها دلتنگی هادوستان عزیز منبهروز نشانحسین محبیتئاتری هاحسن محمودیرضا آشفتهاحسان عابدیقاسم حزباویمهرانهامید نجوانپدرام فیاضیانمجتبا پورمحسن همایون قنواتی نازنین برادرانآذر اسدیاتاق 6امین آقایی ترانه علیدوستیمصطفی جلالی فخرساناز اقتصاد نیا لیلا صحرایی سعید بهداد لیدا معتمدبنفشه محمودینعیمه دوستدارمینای شهر خاموششهرام بزرگیمهدی نصیریکلاسورتیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 شهریور 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |