|
تصور زندگي در يك محيط يخ بسته سرد و سياه غيرقابل درك است. همه چيز در اين دنيا از فلز است و عاري از احساس. انسانها اسير امواج عظيم درياي ارتباطند و اطلاع رساني ، همه جا صفحههاي بزرگ تلويزيون را ميتواني ببيني و به عمق اثرات تخدير كننده آن بر انسانها پي ببري. هيچ كجا از فراميني كه يك فرمانده در محفظهاي شيشه اي صادر مي كند ، نمي شود سرپيچي كرد و حتي لحظه ترديد در اجراي دستورات اين شبكه گسترده از بيم مجازات و سوزانده شدن در ذهنها نمي گنجد. شخصيت اصلي توازن « كريستين بيل» پر است از احساس، احساسي كه حتي به دليل قتل همسرش نيز منفذي را براي ابراز مجال نمييابد. در توزان مسائلي طرح مي شود كه هر روز در عصر مدرن با آنها برخورد ميكنيم. اين فيلم به دغدغههاي هميشگي انسانهاي دوران پيشرفته ميپردازد، به قدرت. هميشه سرنوشت آدمها در گروي تقابل قدرتها بوده و اين قدرت از زماني كه انسان خودش را محور اصلي زندگي در عالم دانست بدل به قانون شد. انسانها ، قانون را سرپناهي ديدند براي فرار از شر قدرتهاي اهريمني، اما چيزي نگذشت كه قانونهاي انساني در بوته عمل خود را دچار نقصهايي ديد. نقصانهايي كه به واسطه طراحي اين قوانين توسط دانش و تعقل نسبي بشر زاييده شده بود. و آنجا بود كه آنهايي كه مجريان قانون شمرده ميشدند ، گرفتار شر و غريزه گرديدند. جوامعي كه به قانون و مجريانش پناه آورده بودند، خود را اسير يك سري قدرتهاي هيولايي ديدند كه از دل حرفهاي زيبا و هدفهاي روياپردازانه بيرون زده بود. پس انسانها با قدرتهايي رو به رو گشتند كه خود به وجود آورده بودند. در اين فيلم كشوري در اوايل قرن 21 و بعد از جنگ جهاني سوم به نام ليبريا فرض شده و در آن قدرتي به وجود آمده كه نه تنها ماورايي نيست بلكه از جنس ساخته دست اهالي همان اجتماع است. جامعهاي كه همه از سايه خود نيز در هراسند و مجبور شدهاند تا به دارويي پروزيوم نام متوسل شوند، تا احساسات در وجودشان بخشكد اما زنده بمانند. در چنين جوامعي كه افراد يكدستند و بدون تفاوت. جوامعي كه تك بعدي كه فقط از يك منظر به انسان مينگرند.خطر مهلكي به شدت قدرت حاكم را تهديد ميكند، چرا كه ايمان در چنين تودههاي جمعيتي كه افراد آن نقابهاي يكسان بر چهره دارند و به زور پروزيوم خود را هماهنگ نگاه ميدارند چونان يك گوي شيشه اي شكننده است ، حتي در برابر بخشي از اپراي بتهوون كه از يك صفحه گرامافون به گوش ميرسد؛ و اين به معناي سوسوي چشمه نوري است، در تاريكي مطلق. كاملا مشابه جهان امروزي ما كه احساسات، عواطف، ريشهها و اصالت به زور پروزيومي به نام پول در آستانه سقوط به پرتگاه نابودي است. توازن با يك پلان شگفت انگيز آغاز ميشود، نمايي كه تمام آنچه در فيلم قرار است گفته شود را به اختصار بيان مي كند. گروهي به خانهاي هجوم ميبرند و پس از كشف تابلوي موناليزا، اثر مشهور لئوناردو داوينچي آن را به آتش ميكشند و اين يعني نابودي نماد احساس توسط كساني كه قدرت مطلق جامعهاي را در دست دارند. در ميانه اين فيلم در جايي كه فرزند شخصيت اصلي در مورد معرفي يكي از دوستانش كه در خفا گريه كرده به ماموران و آن شيشه عطري كه بارها ميان يك زن محكوم به ابراز احساس و شخصيت اصلي اين فيلم رد و بدل ميشود، همه گوياي وجود يك جامعه پر از احساس است كه زير سرپوش فلزي بدون احساس پنهان شده ولي در پايان اين فيلم شخصيت اصلي ( كريستين بيل) يك تنه، تبديل به برايند احساسات خفه شده يك جامعه ميشود و طغيان ميكند و به نابودي نظام خفقان آور ميانجامد. در پايان اين فيلم متوجه ميشويم كه مردي كه دستورات را صادر ميكند هم ، مدتهاست در گذشته و افرادي پشت پرده او و تصوير او را نيز دستمايه خواستههاي شيطاني خود قرار داده اند. +نوشته شده توسط محمدرضا خالقی زاده | شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 22:28 |
پرتاب به ميان جهنم تبليغات منفي گاهي به مراتب بيشتر از مدح و ثنا جواب مي دهد. اينكه در كشوري مثل آمريكا كه به مسائل داخلي ساير ملل هم سرك مي كشد. فيلمسازي متولد شود و از روز اول هم بنا را بر مچ گيري بگذارد و از آن هم جالب تر اينكه 60 سال هم از خدا در همان كشور عمر بگيرد. كمي تا قسمتي كنجكاوي نگارنده را قلقلك مي دهد ، با اين همه دو دوتا چهارتاي آن را به عهده شما مي گذارم و به كار خود مي پردازم. اليور استون تك ستاره اي است در ميان كارگردانان هم عصرش، دوران فيلمسازي او به اندازه يك تاريخ پر از وقايع است ،در حالي كه بيشتر كارگردانهاي امروز هاليوود با تاريخ معاصر آمريكا بيگانهاند ، او چوب آن را خورده و از آن خيانتها ديده و تقريبا عمر و جان خود را بر سر آن گذاشته است. از همين روست كه فيلم هايش مطبوعات را در مي نوردد و به آن سوي ذهنيات چندگانه راه مييابد تا طوفان و گرد و باد مقالات و مجادلات سناتورها را هم خرد كند. امر به گونهاي مسائل پيچيده اجتماعي را به فيلم هايي پرفروش و اسكاري بدل كرده و شايد به همين خاطر است كه فقط اليور استون و به دلايل ديگر استيون اسپيلبرگ و وودي آلن ، شخصيتهايي حقيقتا ملي براي سينماي آمريكا هستند. وقتي در تيتراژ يك فيلم نام اليور استون نقش ميبندد، بايد آماده يك سفر پر فراز و نشيب بود. در ميان خيل عظيم كارگردانهاي هاليوود، هيچ كس از نظر تكنيك ، فن مجادله و زندگي نامههاي شخصي به پاي استون 59 ساله نمي رسد. او در سينماي جهان ، سينماي خاص خود را دارد. سينمايي معترض. سينمايي كه عادت دارد پاي در كفش سياستمداران ايالات متحده كند. فيلم هاي استون ،آثاري نيستند كه دنيا به راحتي از كنارشان بگذرد. كارهاي استون تكان دهنده هستند و نافذ. پنچشنبه گذشته سينما يك ميزبان فيلمي از اليور استون بود كه بر اساس داستاني واقعي ساخته شده است. سالوادور فيلمي است كه قهرمان خود را از آمريكا به ال سالوادور و به ميان جنگ داخلي آن پرتاب مي كند و تصوير ناخوشايندي از دخالت آمريكا در اين كشور ارائه مي دهد. ريچارد بويل «جيمز وود» خبرنگار كهنه كار آمريكايي به دنبال خبرهاي داغ است . او با شنيدن اخبار جنگ داخلي ال سالوادور تصميم مي گيرد به همراه دوستش دكتر راك «جيم بلوشي» سفري به آن كشور بكند و ضمن خوشگذراني ،گزارشهايي هم از اين «جنگ بي اهميت چريكي» فراهم كند و پول مفتي به دست آورد. اما اين خبرنگار بدبين و بيتفاوت چنان درگير جنگ داخلي و فجايع ال سالوادور ميشود كه دچار تحول شده و از يك آدم فرصت طلب ابن الوقت تبديل به مردي واقع بين و مسئول مي شود. عاشق دختري محلي شده با او ازدواج مي كند و به زحمت سعي مي كند با او به آمريكا برگردد، اما هنگامي كه اتوبوس حامل آنها وارد خاك آمريكا مي شود، درست هنگامي كه فكر مي كنند از خطر جستهاند، ماموران اداره مهاجرت آمريكا جلوي اتوبوس را ميگيرند و همسر جوان ريچارد بويل را از او جدا ميكنند و به آن سوي مرز برميگردانند. اين تحول اخلاقي شخصيت اصلي فيلم به صورت يكي از اساسي ترين پايههاي سينماي استون در ميآيد. انتقادي كه استون از درگيري دولت و مطبوعات آمريكا در ال سالوادور ميكند، در سينماي آمريكا بيسابقه بود. سينماي سياسي و معترض هميشه زيرفشار بوده و خواهد بود. اينگونه از سينما ،در نگاه تهيهكنندگان، متهم است به ناتواني در برقراري ارتباط با مخاطب. براي تهيهكنندگان همواره حرف اول را فيلمهاي سرگرم كننده ميزنند. موج ضد روشنفكري سالهاست كه در سينماي جهان حكمراني ميكند. اندك فيلمسازاني نيز كه در آثارشان حرفي داشتهاند ،براي گفتن نيز بايد دست به عصا گام بردارند. هميشه استانهاي جذاب، پركش و قوس و سرگرم كننده عاملي شدهاند براي به تصوير كشيده شدن تحليل فيلمسازان متفكر از دنياي دور و برشان. در اوج روزه سكوتي كه «رونالد ريگان» در آمريكا گسترده بود،استون سالوادور را ميسازد، اثري كه نشان از شعور و درك سياسي فيلمسازش را گواهي ميكند. آن هم در حالي كه هاليوود، سلطان سرگرمي در سال، صدها فيلم توليد ميكند و جو سياسي و اجتماعي آمريكا ضد خارجي و بحثهاي سياسي و اجتماعي دهه 60 و 70 است و جالب اينجاست كه استون معترض هميشه هم اين چنين نبوده است و گويا خود نيز دچار تحول شده است. فيلمنامههاي او در ابتداي كارش براي سينماگران ديگر، از لحاظ سياسي بيشتر و در سمت راست طيف جا ميگيرد. در پايان بايد گفت كه استون در زمره فيلمسازان آمريكايي قرار دارد كه هيچگاه آرام ننشسته و اغلب آثار وي ، نمايش حساس ترين دوران تاريخ قرن اخير آمريكاست، فيلم هاي استون حكايت در پويا بودن سينماي معترض ميكند. سينمايي كه در نوع خود جنجالهاي فراواني به پا كرده و اغلب منتقدان و تماشاگران را به سينما ميكشاند. سالوادور همچنان هم تكان دهندهترين فيلم اليور استون است. +نوشته شده توسط محمدرضا خالقی زاده | شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 22:25 | متولد سه شنبه 14 تیرماه 1356 ساعت 15:30 در بیمارستان آپادانا اهواز
تحصیل در دبستان دکتر هوشیار، مدرسه راهنمایی شاهد و دبیرستان شهدا اهواز ورود به دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز و تحصیل در رشته مهندسی کشاورزی نویسندگی و کارگردانی فیلمهای کوتاه: توهم، زشت و زیبا و گلهای پارچه ای / انجمن سینمای جوان اهواز سردبیری ماهنامه دانشجویی ره آورد برنده تندیس بهترین طنز دانشجویی کشور، دیماه / 1380 عضو تحریریه بولتن جشنواره تاتر دفاع مقدس / 1382 عضو تحریریه بولتن پنجمین جشنواره تاتر ایران زمین / 1382 سردبیری هفته نامه دیدار، ضمیمه جوان روزنامه همسایه ها دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه همسایه ها یادداشت نویس گروه هنر روزنامه شرق برنده تیتر برگزیده کشور در دوازدهمین جشنواره مطبوعات / مردادماه 1384 دستیار فیلمنامه مجموعه تلویزیونی کارآگاهان / در حال پخش عضو گروه نویسندگان مجموعه تلویزیونی ترانه مادری / در حال پخش آرشیو موضوعیصفحه نخستپست الکترونیک داستان کوتاه تلویزیون سینما گفت گو ها روزنوشته ها دلتنگی هادوستان عزیز منبهروز نشانحسین محبیتئاتری هاحسن محمودیرضا آشفتهاحسان عابدیقاسم حزباویمهرانهامید نجوانپدرام فیاضیانمجتبا پورمحسن همایون قنواتی نازنین برادرانآذر اسدیاتاق 6امین آقایی ترانه علیدوستیمصطفی جلالی فخرساناز اقتصاد نیا لیلا صحرایی سعید بهداد لیدا معتمدبنفشه محمودینعیمه دوستدارمینای شهر خاموششهرام بزرگیمهدی نصیریکلاسورتیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 شهریور 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |