|
یادش بخیر شبهای زمستان 84. مهران مدیری بود و تیم تقریبا ثابت و همیشگی اش. شبهای برره، هر شب روی آنتن می رفت و ما در روزنامه نشسته بودیم و منتظر اینکه امروز چه کسی فریاد وا اسفا خواهد کشید که: طومار این کلاس بدآموزی،تحقیر و توهین را بپیچید، آخر هم پیچیدند! بقیه اش اینجاست +نوشته شده توسط محمدرضا خالقی زاده | شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 23:12 | کاش کسی بود که جواب بغضهایم را می داد. کاش کسی می گفت که چرا کبوتران ما می سوزند. بگویم خدا چه کند فروغ را، عمریست که از قولش در گوشمان می خوانند، پرواز را به خاطر بسپار. بطری زندگیمان پر شده از شعار و شعر، شعر؟ می گویند: ما کشور گل و بلبل و شعریم، اما کبوترهایمان، کاش می شد فریاد زد:آقا جان دلم برای کبوتر تنگ است، من کبوتر را می خواهم، گور پدر هرچه پرواز است. وقتی کبوتر نیست، دیگر نیست. دیگر نیست که در این نم نم باران پاییزی زیر شاخه یکی از همین چنارها کز کند. یا بیاید پشت پنجره آشپزخانه و صورتش را بگذارد به شیشه و دل زدنش را حس کنیم. دیگر نمی تواند بین امواج آسمان شنا کند، غوص کند میان باد. دیگر برایمان فرصتی نمی ماند تا برایش خورده نان بریزیم و توک بزند در این سیاه زمستان. دلم تنگ شده، دلم خیلی هوای کبوترهای پارسال و پریسال را کرده که امسال نیستند... +نوشته شده توسط محمدرضا خالقی زاده | پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 1:17 |
یه کم همه چی قاطی شده، فیلمنامه چهار قسمت آخر سریال کارآگاهان تمام انرژیم رو می گیره، بنده خدا مسعود بهبهانی نیا سرپرست نگارش کارمون قول داده و کار هم خوب پیش نمی ره. کارآگاهان یه کم سوهان اعصاب شده و انگار نمی خواد تموم بشه. حمید لبخنده و تیم تولید هم فکر می کنم دارن قسمت سوم سریال رو می گیرن. همه اینها به کناری و قفل کردن مخ پوک من روی دو قسمت ۱۵و۱۶ از یه طرف دیگه داره ... بقیه اش اینجاست +نوشته شده توسط محمدرضا خالقی زاده | چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 20:25 |
ابراهیم حاتمی کیا سریال ساز نیست، این را شاید جدا از منتقدان بارها از اطرافیانش نیز شنیده باشد. اما، امان از کله شقی ها و خودخواهی های خاص سینماگران که اگر اثری از آن در ذاتشان وجود نداشت هرگز فیلمساز نمی شدند. حاتمی کیا آنقدر ساده و بی تدبیر به نظر نمی رسد که از یک سوراخ دوبار گزیده شود. بعید می دانم "خاک سرخ" را فراموش کرده باشد. اثری که در پرونده پر و پیمان آن روزهای حاج ابراهیم بیشتر به یک فاجعه شبیه بود تا یک اثر بی کیفیت! ابراهیم حاتمی کیا اگر به همان پروازهای 90 دقیقه ایش بسنده کند و قید اسکناسهای تلویزیون را بزند، کاری که انجامش به گمانم برای هر انسانی چندان آسان هم به نظر نمی آید، شاید تا سالها همچنان مرد اول سینمای دفاع مقدس باقی بماند. اگرچه پرو پا قرص ترین مریدانش نیز پس از اکران "به نام پدر" تا حد زیادی از او دلسرد شده اند. بقیه اش اینجاست +نوشته شده توسط محمدرضا خالقی زاده | شنبه دهم آذر 1386ساعت 21:14 | متولد سه شنبه 14 تیرماه 1356 ساعت 15:30 در بیمارستان آپادانا اهواز
تحصیل در دبستان دکتر هوشیار، مدرسه راهنمایی شاهد و دبیرستان شهدا اهواز ورود به دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز و تحصیل در رشته مهندسی کشاورزی نویسندگی و کارگردانی فیلمهای کوتاه: توهم، زشت و زیبا و گلهای پارچه ای / انجمن سینمای جوان اهواز سردبیری ماهنامه دانشجویی ره آورد برنده تندیس بهترین طنز دانشجویی کشور، دیماه / 1380 عضو تحریریه بولتن جشنواره تاتر دفاع مقدس / 1382 عضو تحریریه بولتن پنجمین جشنواره تاتر ایران زمین / 1382 سردبیری هفته نامه دیدار، ضمیمه جوان روزنامه همسایه ها دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه همسایه ها یادداشت نویس گروه هنر روزنامه شرق برنده تیتر برگزیده کشور در دوازدهمین جشنواره مطبوعات / مردادماه 1384 دستیار فیلمنامه مجموعه تلویزیونی کارآگاهان / در حال پخش عضو گروه نویسندگان مجموعه تلویزیونی ترانه مادری / در حال پخش آرشیو موضوعیصفحه نخستپست الکترونیک داستان کوتاه تلویزیون سینما گفت گو ها روزنوشته ها دلتنگی هادوستان عزیز منبهروز نشانحسین محبیتئاتری هاحسن محمودیرضا آشفتهاحسان عابدیقاسم حزباویمهرانهامید نجوانپدرام فیاضیانمجتبا پورمحسن همایون قنواتی نازنین برادرانآذر اسدیاتاق 6امین آقایی ترانه علیدوستیمصطفی جلالی فخرساناز اقتصاد نیا لیلا صحرایی سعید بهداد لیدا معتمدبنفشه محمودینعیمه دوستدارمینای شهر خاموششهرام بزرگیمهدی نصیریکلاسورتیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 شهریور 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |