|
دایره زنگی را سه بار دیده ام. اصلا مطمئن هم نیستم که در تماشای این فیلم رکورد هفت مرتبه ای چهارشنبه سوری را نشکنم. بهرحال یک اتفاق دیگر در سینمای ایران افتاده! فراموش نمی کنم آخرین روزهای زمستان هشتاد و چهار را، تازه روزنامه همسایه ها توقیف شده بود و زندگی در سکوتی باور نکردنی می گذشت. سکوتی عجیب و غریب. چهارشنبه سوری که روی پرده رفت انگار تازه داغم تازه شده بود. برای روزنامه یک پرونده درست و حسابی جمع و جور کرده بودم که همزمان با اکران چهارشنبه سوری منتشر شود. قرار مصاحبه با حمید فرخ نژاد را هم گذاشته بودیم که آن نامه مسخ کننده، صبح چهارم اسفند رسید. بگذریم، می خواستم این را بگویم که آن روزها می گفتند چهارشنبه سوری در زندگی حرفه ای فرهادی یک اتفاق است. زیاد در سینمایمان آدمهایی آمده اند یک شاهکار خلق کرده اند و گم شده اند. اما فرهادی حسابش را امسال از آن طیف آدمها جدا کرد. می خواهم از دایره زنگی بگویم که با عرض معذرت بیشتر آن را حاصل تلاش اصغر فرهادی می دانم و فیلمنامه اش تا همسرش و کاردانی او !
عادت ندارم مداحی کنم اما دایره زنگی حداقل فیلمنامه ای قابل اعتنا دارد. آثار فرهادی بیشتر از اصول و قاعده شعبده بازی تبعیت می کنند. او در داستان آنقدر سر بیننده اش را گرم می کند که بنده خدا فرصت نمی کند به اطلاعات و کدهایی که در جریان داستان به او داده می شود، توجهی داشته باشد و بهمین خاطر است که معادله اش تا دقایق پایانی فیلم حل نشده باقی می ماند و مخاطبش رو دست می خورد. همه اینها در کنار درخشش ستارههای رئال مادرید سینمای ایران، باعث شده اند که احساس کنیم امسال هیئت انتخاب بخش مسابقه سینمای ایران بهترین فیلمنامه این چند ساله اخیر را نادیده گرفته است. حس بدی است که احساس کنی باران کوثری هم می توانست دومین سیمرغش را در آغوش بکشد و از همه بدتر اینکه حس بدی است اگر آدم بخواهد قدری تئوری توطئه اش را آزاد بگذارد و همه این اتفاقها را سهوی نداند. دایره زنگی هم درست بمانند چهارشنبه سوری از همان ثانیه های اول بوی خوش روزهای همیشه دلپذیر پیش از نوروز را تداعی می کند. شاید بخندید اما دوست دارم یکبار دیگر فیلم را ببینم...شاید به این خاطر است که حس غریبی می گوید تا پیش از اکران کنعان نباید به تماشای اثر جذاب دیگری دل خوش کرد. +نوشته شده توسط محمدرضا خالقی زاده | یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 23:9 | متولد سه شنبه 14 تیرماه 1356 ساعت 15:30 در بیمارستان آپادانا اهواز
تحصیل در دبستان دکتر هوشیار، مدرسه راهنمایی شاهد و دبیرستان شهدا اهواز ورود به دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز و تحصیل در رشته مهندسی کشاورزی نویسندگی و کارگردانی فیلمهای کوتاه: توهم، زشت و زیبا و گلهای پارچه ای / انجمن سینمای جوان اهواز سردبیری ماهنامه دانشجویی ره آورد برنده تندیس بهترین طنز دانشجویی کشور، دیماه / 1380 عضو تحریریه بولتن جشنواره تاتر دفاع مقدس / 1382 عضو تحریریه بولتن پنجمین جشنواره تاتر ایران زمین / 1382 سردبیری هفته نامه دیدار، ضمیمه جوان روزنامه همسایه ها دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه همسایه ها یادداشت نویس گروه هنر روزنامه شرق برنده تیتر برگزیده کشور در دوازدهمین جشنواره مطبوعات / مردادماه 1384 دستیار فیلمنامه مجموعه تلویزیونی کارآگاهان / در حال پخش عضو گروه نویسندگان مجموعه تلویزیونی ترانه مادری / در حال پخش آرشیو موضوعیصفحه نخستپست الکترونیک داستان کوتاه تلویزیون سینما گفت گو ها روزنوشته ها دلتنگی هادوستان عزیز منبهروز نشانحسین محبیتئاتری هاحسن محمودیرضا آشفتهاحسان عابدیقاسم حزباویمهرانهامید نجوانپدرام فیاضیانمجتبا پورمحسن همایون قنواتی نازنین برادرانآذر اسدیاتاق 6امین آقایی ترانه علیدوستیمصطفی جلالی فخرساناز اقتصاد نیا لیلا صحرایی سعید بهداد لیدا معتمدبنفشه محمودینعیمه دوستدارمینای شهر خاموششهرام بزرگیمهدی نصیریکلاسورتیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 شهریور 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |