نقدی بر مجموعه ارث بابام
معمولا واژه ارثيه هميشه يكسري پاي ثابت دارد . درگيريهاي فاميلي ، قطع رابطه و اتفاقاتي از اين دست هميشه در امتداد كلمه ارثيه بوده اند و خواهند بود . اما اين بار قضيه كمي فرق مي كند ، يك ارثيه است و آدمهايي رنگ و وارنگ كه مي آيند تا تكه اي از آن را صاحب شوند و اين باعث مي شود تقريبا هر شب به خانه هامان بيايند و از دسته گلهايي كه دم و ساعت به آب مي دهند ، روده برمان كنند . اين را هم اضافه كنيد كه رضويان و غفوريان هر دو به شدت قصد ازدواج دارند و از بد روزگار هم عروس آرزوهايشان يكي است و اين دو قرار است به دو شكل متفاوت رقابت كنند .داستان از اين قرار است كه پدر پشنگ پيچازي ”مهران غفوريان “ ريق رحمت را سر مي كشد و او براي رسيدن به آنچه از پدر برايش باقي مانده به خانه پدري مي آيد و اگر چه از همان لحظه اول روح پدر مرحومش اجازه پايين رفتن آبي خوش را از گلوي پشنگ دريغ مي كند ، اما پشنگ در خيالات براي خود كاخي از آرزوها بنا مي نهد . قصري كه بيش از يكي دو قسمت از مجموعه “ارث بابام” را دوام نمي آورد و با آفتابي شدن سر وكله يك برادر ناتني بنام سينا ”امير نوري“ فرو مي ريزد برادري كه تازه از كات ” كانون اصلاح و تربيت“ آزاد شده و به اين موضوع نيز مباهات بسيار مي ورزد . پس از آن نوبت به خواهري بنام پروانه ” رابعه اسكويي“ ، دامادي هيبت نام ” شهرام قائدي“ و فرزندشان عماد ”عماد رضويان“ مي رسد و البته چند گوسفند به نامهاي جنيفر ، نيكول ، تام و
…در ادامه دو خانواده ديگر هم براي جور شدن جنس اين مجموعه به آن مي پيوندند ، ابتدا خانواده آقاي دكتري كه تخصص و علاقه وافري به درمانهاي سنتي و به ويژه حجامت دارد “عزت مهرآوران“ است كه از پويا ” برزو ارجمند “ و پريا خانم ” پرستو صالحي“ تشكيل شده و خانواده دو نفره رامبد ” جواد رضويان“ و مادرش ، نه ببخشيد خواهرش پريچهر ” فلور نظري“ !نامهايي كه در بالا آمد ، هر كدام مي تواند دليلي باشد براي پر مخاطب بودن يك روتين نود قسمتي . بي توجه به اين موضوع كه كار فني در اين مجموعه در چه سطحي است . داستان اين كار محيطي را بطور بالقوه ايجاد نموده كه به راحتي بتوان رخدادهايي را در ظرف آن براي تماشاگر به تصوير كشيد كه برايش نه بيگانه باشد و نه دم دستي و لوس شده ، محيط يك مجموعه مسكوني همانند بسياري از سريالهاي موفقي كه چند ساله اخير ديده ايم . اين كه يك طرح اينگونه باشد آنهم براي يك مجموعه نود قسمتي با توجه به اين مسئله كه در عمل در اين چنين برنامه هايي بحث فيلمنامه منتفي است يك امتياز مثبت خواهد بود .از اين لحاظ فيلمنامه را در چنين برنامه هايي بايد منتفي دانست كه روتين هاي شبانه از نظر زمان بسيار در مذيقه هستند و اين كه ما در 24 يا 48 ساعت انتظار يك فيلمنامه داشته باشيم قدري از نگاه نگارنده آرمانگرايانه است ، پس پرونده فيلمنامه مختومه است . آنچه در برنامه هايي اين شكلي معمولا ديده مي شود . يك طرح اوليه و چند ديالوگ كلي است كه براي هر قسمت تهيه مي شود و باقي قضايا بر دوش بازيگران است . تا امروز هر چه از اين نود قسمتي ساخته شده به خوبي حضور دو يا سه بازيگر توانمند كه حداقل از قدرت بداهه گويي خوبي برخوردار باشند قطعي بوده .در اينجا هم كه غفوريان و رضويان و تا حدودي مهرآوران بار اين قضيه را بردوش كشيده اند . گرچه تا اينجاي كار هم حداقل از دو نفر اول هيچ تيپ جديدي نديده ايم . غفوريان كماكان همان بهروز خالي بند زير آسمان شهر است و رضويان هم ملغمه ايست از داود و زينو و
…اما مهرآوران با تكيه بر تجربيات تاتريش توانسته تا حدي تازه گيهاي بيشتري داشته باشد . بايد توجه داشت كه هيچكدام از اين عوامل نتوانسته بر حضور قدرتمند بازيگران اين مجموعه و همچنين جذب خوب مخاطب لطمه اي وارد كند .شهرام قائدي و برزو ارجمند هم كارشان را خوب انجام مي دهند . ارجمند همان جوان ساده لوح هميشگي است كه بايد خصلت كتك خوري را هم به خصلتهاي تيپ او كميك او اضافه كرد . جواني ساده كه اگر گاهي هم آبش باشد شنا گر قابلي نشان مي دهد و اين فرصت را معمولا پشنگ در اختيار او مي گذارد نه كس ديگري .شهرام قائدي هم بك گراند خوبي در اجراي نقشهاي تا حدي كمدي در مجموعه اين راهش نيست ودر نقش غلام از خود به جا گذاشته در ارث بابام هم توانسته به روند كميك داستان كمكهاي ويژهاي كند مخصوصا درددلهايي كه در ابتداي مجموعه با گوسفندانش مي كرد . امير نوري هم مثل هميشه لوس و بدون هيچ حركت خاصي ، مسير بدون شرح تا ارث بابام را بي هيچ دليلي طي كرده و اينكه چه كسي علاقمند است كه از او يك ستاره آنهم از جنس كمدين بسازد هنوز با يك علامت سئوال بزرگ مواجه است .در ارث بابام دو نكته ديگر خودنمايي مي كند ، يكي نام جواد رضويان در سمت كارگرداني و تشكر از استادي بنام محمد حسين لطيفي كه مي تواند باعث شكل گيري چندين معادله چند مجهولي در ذهن بينندگاني كه كمي حرفه اي تر نامهايي را كه در تيتراژها رژه مي روند دنبال مي كنند و ديگري تشكر از يكي از نامهاي پر سرو صداي موسيقي پاپ كشورمان ، رضا صادقي كه بي شك مخاطبان بهتر از هركسي متوجه شده اند كه ترانه زيباي تيتراژ انتهايي ارث بابام با صداي گرفته او خوانده شده .ارث بابام سوپرمن وار مردم را از تحمل شبانه شبكه سه و نيم نجات داد و گويا قرار است قبل از رسيدن ماه رمضان فيتيله اش را به نشانه خاموش شدن پايين بكشد تا بعد از يك ماه ميهماني خدا جابرآباديها به خانه هامان ميهمان شوند .