نقدی بر شبهای برره
اينكه برره كجاست و برره اي ها كيستند ؟ هفته هاست بر مليونها زبان ايراني در گردش است و تا آنجا پيش رفته كه سياست مردان ايراني را نيز به خود دچار مي بيند و بدل به عرصه اي براي تاخت و تاز اينان از هر گروه و قشر و جناحي شده است . اما آيا شبهاي برره آنچنان حادثه بزرگي است كه بيانيه ها و اعتراضات و تكذيبيه هايش بخشهايي از خبر سراسري سيما را به خود اختصاص دهد ؟
آيا اثري را كه ”مهران مديري“ و همكارانش هر شب به خانه هامان مي آورند ، در جامعه اي كه از هر لحاظ دچار فقر و كمبودهاي فرهنگي است تا اين اندازه مي تواند مسئله ساز باشد ، علامت سئوال بزرگي را به ذهنها تحميل مي كند .
مدتهاست ، عادت كرد ايم كه عده اي هر گاه مجموعه اي يا اثري را برمذاق خود گوارا نمي يابند ، آن را به گرز بد آموزي برانند و آنگاه كه انگشت بر نقاط دردناك يك جامعه چه از لحاظ فرهنگي ، سياسي و اقتصادي گذارده شده ، به جاي فكري به حال درمان درد ، انگشت را قطع مي كنند !
درست همان مسئله اي كه سالهاست گريبان جامعه ورزش كشورمان را نيز در چنگالهايش دارد و روزنامه نگاران آن عرصه را چنان معرفي مي شوند ، كه گويي افرادي بي وطن و مزدورند .
آري ، ”مديري“ براي چندمين بار واين دفعه آشكار و بي پرده تر مسائل را مي گويد ، آنچنان كه ابدا لازم به كنار زدن لايه هاي رويي آن نيست . او هنگامي كه پاورچين و نقطه چين را هم مي ساخت ، اينچنين كشاكشي را البته به مراتب ضعيفتر را تجربه كرده بود و در پاسخ به اين نكته اشاره داشت كه تيغ تيز طنز را هر كسي تاب نمي آورد و مديري در عمل و در پيشگاه مردم اظهار كرد كه آماده هر گونه عواقبي است .
اين بار اما ”مهران مديري “ تيغي به دست دارد تيز تر از هميشه و بي محابا به مسائلي پرداخته كه در جامعه ما موج مي زند ، هر چند كه عده اي نمي بينند يا نمي خواهند كه ببينند ! ”شبهاي برره“ قصد تلنگر زني دارد ، اما برخي توان تحمل تلنگري را نيز ندارند و خود راشكننده مي بينند ، عده اي از بازيگران عرصه سياست ، دعواهاي زرگري برره اي ها را بسيار شبيه به درگيريهاي جناحي خويش مي پندارند ، مردان اقتصاد كلكهاي ” زن پارچه فروش“ را كنايه اي از بيماري مزمن اقتصادي كشور يافته اند و دولتمردان پاچه خواريهاي ” جان نثار “ را تملق هاي رايج براي يك شبه طي كردن راههاي صد ساله در ادارات و ميان كارمندان مي دانند . آنها كه ”كيانوش استقرار زاده“ را به عنوان المان روزنامه نگاران ، خبرنگاران و اهالي فرهنگ كشور پذيرفته اند ، تيرشان را به نشانه اي صحيح زده اند ، چرا كه برخورد هايي كه در برره با ”كيانوش“ مي شود هماني است كه با روزنامه نگاران و خبرنگاران مي شود ، حتي از نوع صدا و سيمايي اش .
تملق ، غيبت ، وضع نا بسامان بهداشت و درمان و آداب و رسومي كه نه در شرع جايي دارند و نه در عرف ولي در كشور ما بر آن پا فشاري بوده ، هست و خواهد بود و درست براي اصلاح آن بايد از جايي استارت زد كه مديري و سيماي جمهوري اسلامي آن را آغاز كرده اند و اين لهجه و گويش يكي از معدود راههايي است كه مي توان دست به دامان آن شد . تا به راحتي بسياري نقصانها را بر زبان آورد و اين انتقاد ها و مخالفتها كه از سوي گروهها و افرادي خاص صورت گرفته ، خواسته يا نا خواسته بر اين مسئله صحه مي گذارند .
اينكه برره اي ها به نوعي تمام وقايع مهم تاريخي را به اقسام الطرق به خود بر مي گردانند و بي وقفه به گذشته ها و پدران خود مي بالند ، اينكه برره تنها وابسته به يك محصول ”نخود“ است و آنهم بي آنكه لحظه اي تلاش كنند به دست مي آيد . اينكه نخود در تمام مسائل روزانه برره ايها ريشه دوانيده ، اينكه مرغ همسايه ”فسا“ براي اهالي برره غاز است .
اينكه بهره اي كه اينان از تاريخشان برده اند نقش و نگارهايي است كه بر خشت وگل بناها حك شده ، اينكه تنديس ”بز“ در ميدان اصلي برره را نمادي از ساده لوحي و بي تفاوتي مي دانيم كه مدتهاست گريبانمان را گرفته يا شهوت
دنيوي رسوخ كرده در ميان تار و پود زندگي هامان و حتي نام هايي كه براي كاركترها بر گزيده شده ، همه و همه نشانه آن است كه مديري و همكارانش اين بار با چشماني كاملا باز و دانسته كارشان را آغاز و ادامه مي دهند .
نقطه عكس بسياري از روتين هاي شبانه اي كه پخش مي شوند فقط و فقط به قصد پر كردن بي هدف دقايق واپسين شبها ، مي آيند و مي روند . ”شبهاي برره“ همان مسيري را طي مي كند كه يك اثر كمدي بايد برود ، سعي در جذب مخاطب ، خنداندن و حفظ مخاطب و در نهايت انتقال مفاهيمي كه در افكار نويسنده و كارگردان مي جوشد .
مطالبي كه در بالا آمد به اين معنا نيست كه مديري كاري بي نقص را راهي گيرنده هاي خانگي ما كرده ، شايد در مدرسه اي هم دانش آموزي به دليل تقليد از دعواهاي برره اي ها صدمه نيز ديده باشد و اين را هم بايد قبول داشت كه رسانه ها سهم بسزايي در تاثير گذاردن بر جامعه دارند ، اما اين را هم نبايد از ياد برد كه 95 درصد از وقت كودكان در اختيار خانواده ها ، مدرسه و دهها بخش و اداره و ارگان و كانونهايي است كه قرار است آموزش دهند و تاثير مثبت بگذارند و بسيار ساده لوحانه است اگر خانواده و نقش تربيتي آن را كمتر از رسانه در نظر بگيريم و البته اين را نيز به انبوهي از مجموعه ها و برنامه هاي آموزنده اي كه از رسانه در طول سال ارائه مي گردد ، اضافه كنيد .
شبهاي برره مجموعه اي است كه نام دو تن از كساني را در راس هرم توليدي خود مي بيند كه از موفق ترين هاي سينما وسيماي كمدي ايران در دهه اخير به حساب مي آيند ، مهران مديري و پيمان قاسم خاني . اين دو پر داخت خوب شخصيتها را كه تك تك نمادهايي هستند براي سخن گفتن بخشي از جامعه ما را با بازي خوب اغلب هنرپيشه هاي اين مجموعه در هم آميخته اند تا يكي از بهترين طنزهاي شبانه تلويزيوني را شاهد باشيم . داستان در اين مجموعه اگر چه گاهي اسير بداهه گويي نيز مي شود اما بي شك قوي است و توانا . جاي پاي محكمي كه مديري و قاسم خاني براي خود ساخته اند ، به راحتي از بين نخواهد رفت و انتقاد هاي گهگاه و كور كورانه اي كه طبق معمول در كشور ما بيشتر بر پايه حب و بغض هاست ، اين جاي پا را محكم تر از قبل خواهد كرد .
امروزه شايد بسياري از كساني كه كه شبها پاي زندگي برره اي ها مي نشينند ، به خوبي دريافته باشند كه برره كجاست ، اما اينكه ، آن را به زبان بياورند شايد كار آساني نباشد . فرهنگ ، زبان و حركات برره اي ها ديگر بخشي از زندگي روزمره ما شده ، مسئله اي كه براي يك مجموعه تلويزيوني به آساني به دست نمي آيد ، مگر اينكه براي ما قابل لمس و باور كردني باشد . و اين را هيچكس جز مخاطبان نمي توانند گواهي دهند .