براي نوشتن درباره برخي موضوعها بايد نقبي به گذشته زد . از حدود سال 72 . از دوراني كه طنز نمايشي در كشورمان حسابي نخ نما شده بود و احتياج به نفس تازه اي به شدت احساس مي شد .همان زمان بود ، كه داريوش كاردان آمد و يك تيم 10-15 نفره جوان ، جواناني كه اغلب دانشجويان رشته هاي مختلف هنري ، دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران بودند . مثنوي آنها از پرواز 57 آغاز شد . جنگي به مناسبت دهه فجر ، و پس از آن ساعت خوش و سال خوش . افراد آن گروه تا 2 سالي خوراك اصلي نشريات زرد را توليد مي كرد و اين يعني تولد چند بت ايراني براي جوانان و نوجوانان .هنوز وقتي به آن روزها روجوع كني ، بسياري از آن حاشيه ها و شايعات به سراغت خواهند آمد ، شايعه هايي به وسعت طيف ميان مرگ تا ازدواج هر كدام از ان ستاره ها ! همه آن شايعات هم با قطع نا گهاني ساعت خوش ويك زمزمه به پايان رسيد ، نجوايي كه از ممنوع الكار و تصوير شدن ساعت خوشيها به دلايل مختلف خبر مي داد و اين كافي بود تا ستاره ها آرام آرام از ياد ها مخفي شوند ! مدتي گذشت ، تا اينكه سر وكله جوانهاي با نمك ديروزي كه حالا كمي جا افتاده تر شده بودند ، يكي پس از ديگري در مجموعه ها و فيلم هاي سينمايي پيدا شد . نصراله رادش ، مهران مديري ، سعيد آقاخاني، رضا شفيعي جم ، حميد لولايي و رضا عطاران .با اين مقدمه به سراغ مجموعه تلويزيوني “متهم گريخت” مي رويم ، سريال طنزي كه حاصل سومين كارگرداني يكي از همان ساعت خوشيهاي با مزه است ، رضا عطاران .زماني كه از دو سريال كوچه اقاقيا و خانه به دوش پخش مي شد ، كمتر كسي گمان مي برد ، كه از اين كوزه مجموعه هايي پر طرفدار و جذاب بتراود . در “متهم گريخت” هاشم آقا “سيروس گرجستاني” با خانواده اش در شهرستاني در نزديكي تهران زندگي ساده اي دارند ، و البته تا پيش از سكته او در چال تعميرگاه اگزوز سازي اش ، چرا كه پس از بيماري به اصرار همسرش سرور “مريم امير جلالي”تصميم به تغيير شغل مي گيرد و اعظم دخترش كه در تهران تحصيل مي نمايد ، براي او شغلي دست و پا مي كند . مهاجرت هاشم به تهران و پس از او عباس “علي صادقي” دامادش انها را به شرايط خاصي گرفتار مي سازد كه در اين مجموعه شاهد آن بوديم .“متهم گريخت” ثمره يك همكاري است ، ميان دو تن از همان ساعت خوشيها ، سعيد آقاخاني “منصور” هم نويسنده اين مجموعه است و هم بازيگر آن . پرسوناژهايي كه اين دو خلق كرده اند ، آدمهايي هستند كه همواره در كنارمان آنها را لمس كرده ايم ، عطاران اجازه مي دهد تا بازيگرانش با تكيه بر غريزهخود و تجربياتي كه از پيشينه كاري خود اندوخته اند ، بازي كنند كه البته اين راحتي و و آزادي بيش تر در بازي علي صادقي ، مريم امير جلالي و سيروس گرجستاني آنچنان درخششي دارد كه نمي توان به راحتي از نقش اين سه تن در موفقيت مجموعه گذشت . اگرچه باز هم اين آزادي عمل و بازي طبيعي و بي تكلف آنان دردسر مي شود و وصله هميشگي بد آموزي به متهم گريخت مي چسبد !در “متهم گريخت” همانند خانه به دوش به راحتي مي توان يك داستان را با تمام روابط علت ومعلولي كه بر اساس منطق صحيح چيده شده را ديد . كاري كه عطاران در انجام آن تبحر دارد ، قصه هاي عطاران تا به امروز بسيار ساده بوده اند و گرچه گره و گره گشايي هايي ساده را نيز در سير خطي خود داشته اند اما هيچگاه مخاطب را دچار سر درگمي و ناتواني در درك مفاهيم نمي كند ، با اينكه بعضا درون مايه هاي بسيار عميق فرهنگي ، اجتماعي را نيز در كارها واگويه مي كند.در مجموعه هاي عطاران نوعي صميميت و مقابله دوستداشتني با مخاطب آشكاراست . او نوشته ها و بازيگران خود را موظف نمي كند كه محسور يك سري تفكرات و ايده هاي خاص باشند ، هرگز تصميم به تدارك لقمه هايي بزرگ براي دهان مخاطب خود را ندارد . متهم گريخت زير چتر كمدي خاص عطاران ، نگاهي واقعگرايانه دارد به مسائلي كه در شهرها فراوان است ، به اينكه ممكن است بر سر فردي صادق در همهمه دود گرفته شهر ها ، چه بلا ها بيايد ، اينكه اگر قدري خودخواهي هايي كه گريبانمان را گرفته كنار بگذاريم ، شايد زندگي قدري رنگي تر شود . به اينكه سهل انگاريها هميشه به اين خوبي كه در متهم گريخت ديديم تمام نشود و فاجعه اي را بر جا بگذارد .نگاه خاص عطاران ، آقاخاني و مديري يا شايد بهتر بگويم ساعت خوشيها به دنياي اطرافشان باعث شده تا اين روزها باز هم سر زبانها باشند ، اما اين بار نه بر جلد هاي روغني نشريات زرد . امثال متهم گريخت و شبهاي برره را جامعه ما نياز دارد . سازنده متهم گريخت در سريالهاي خود از لو كيشن استفاده هاي زيادي مي كند ، او مكان سازي را به اندازه اي گسترش مي دهد كه بيننده با تنوع بصري قابل توجهي مواجه شود . فضاي بازيها و لوكيشن ها را به اندازه اي وسيع مي كند كه تماشاگر كمتر با تكرار صحنه ها روبرو باشد و در يك لوكيشن واحد نيز از گوشه ها و زواياي محل فيلمبرداري به اندازه اي استفاده مي كند كه ذهن بيننده را با تكرارهاي بي جهت آزار بدهد . در اين سريال هم استفاده خوبي از لوكيشن ها صورت گرفته است . بدون ترديد ، رضا عطاران باز هم ردپاي خود را در اثرش گذاشته ، طنز خاص عطاران ، پرداختن به قشر آسيب پذير جامعه و تقابل آن با طبقه اشراف همراه با بازيهاي روان ، انتخاب فضاي داستان ، نوع بازيگرداني ، هماني است كه در خانه به دوش ، سال گذشته ديديم . بسياري اعتقاد دارند كه در اين دو مجموعه فقط يك عنصر تغيير يافته است و آنهم حضور سيروس گرجستاني است به جاي حميد لولايي ، اين نظر شايد تا حدي صحيح باشد اما بايد به يك نكته توجه داشت ، كه آيا زماني كه فيلمساز ، كارگردان و يا نويسنده به فاكتورهاي موفقيت يا اقبال عمومي دست مي يابد ، آيا عاقلانه است كه از آنها دست بردارد ؟