پس از مدتها بالاخره چشممان به نقشي از پژمان بازغي روشن شد. كه از عهده‌اش خوب برآمد. آنچه از دوئل به اين طرف از او ديديم، نقشهايي بود كه گل و گشاد مي نمودند بر قامتش و اين را مي‌توان نشانه‌اي دانست از تقسيم بجاي شخصيتهاي روزهاي اعتراض در ميان بازيگران. روزهاي اعتراض از بدو پخش تيزرهاي تبليغاتي‌اش مشخص بود كه به چه منظور ساخته شده. پيوند روزهايي كه براي ايرانيان طعمي تلخ و شيرين داشته و دارند. ايام دهه فجر و 10 روز ابتدايي محرم.

همان كاري كه به نوعي ديگر شب دهم چند سال پيش داد. تلاقي دهه اول محرم و تعطيلات نوروز.

اما اين تنها وجه اشتراك ميان دو اثر نبود. روزهاي اعتراض در بسياري از بخشها شبيه به ساخته تحسين برانگيز حسن فتحي نشان مي‌داد.همان داستان تو در تو كه آدمهاي منفورش هيچگاه به وضوح معرفي نمي‌شوند و تا مخاطب مي‌خواهد تكليفش را با عامل بديهاي موجود در مجموعه روشن كند، بديها همچون پاس بغل پا در فوتبال به يار همه دسته‌اش سپرده مي‌شود.از طرف ديگر در اين مجموعه چونان شب دهم حضور دختري جوان است به نام مرجان«سارا خويني‌ها» دختري ثروتمند كه تمام راههاي داستان به نوعي به او ختم مي‌شوند مردان مختلفي براي ازدواج با او سبقت مي‌گيرند و مخاطب هر روز يكي را خوب مي‌پندارد و صاحب اين دختر. اما هر قسمت كه مي‌گذرد، بيشتر آشكار مي‌شود كه نه آن خواستگار، انسان نيكي است و نه آن دختر، شاه پريان. مرجان تنها طعمه اي است، براي به چنگ آوردن اموال خانوادگي معين الدوله در حال احتضار، درست همانگونه كه فخرالزمان (كتايون رياحي) در شب دهم بود.

داستان روزهاي اعتراض از اين قرار است كه ديويد يا داوود مشتاق(پژمان بازغي) جواني كه در كنار مادرش و در آمريكا بزرگ شده پس از سالها دوري براي ديدار پدرش به شهري بي نام و نشان در ايران مي‌گردد.

هنوز به شهر نرسيده از يك رودخانه نفرين شده مي‌شنودكه در شهر جاري است. به محض ورود ديويد، پدر كه به سختي بيمار است، فوت مي‌شود.

همبازي دوران كودكي او ، بهمن معين الدوله (سام درخشاني) كه بسيار مشتاق خريد زمينهاي ارث پدري ديويد است، ترور مي‌شود.

در مراسم ختم پدر، عباس پسر مباشر پير پدر ديويد، به جرم قتل بهمن بازداشت شده و اين مسئله باعث ورود ناخواسته ديويد به بازي خطرناكي وارد مي‌شود كه عاقبت چندان خوشي ندارد.

از طرفي اشتياق ثروتمندان و حاكمان شهر براي خريد زمينهاي ديويد كه در كنار رودخانه شيطاني واقع‌اند، كنجكاوي او را تحريك مي‌كند و از طريق ليلا (مينا لاكاني) دختر مباشر پدر، رازي را درباره رودخانه مي‌شنود. عباس ، برادر ليلا در زندان خودكشي مي‌كند و اين مسئله باعث درگيري‌هاي خونين در شهر مي‌شود

روزهاي اعتراض داستاني دارد كه شايد تا چندي پيش كسي جرئت نزديك شدن به آن را به خود نمي‌داد. شايد بتوان اين مجموعه را پس از سريال «اويك فرشته‌ بود» از جمله قصه‌هاي خوب اين چند ساله سيما به حساب آورد.

نكته قابل توجه روزهاي اعتراض كه مي‌توان آن را نقطه‌اي برجسته دانست، تقابل دو روحاني است. يكي خود فروخته و دنيا پرست كه در خرافه غرق است و ديگري مردي است كه جز رضاي خدا و خدمت به مردم چيزي نمي‌خواهد. ميرزا (محمد مختاري) مداحي خشكه مقدس است كه خود را بي‌تاب ظهور حضرت ولي عصر (عج) نشان مي‌دهد و بر اين اعتقاد است كه مهيا كردن شرايط ظهور امام، پر كردن زمين از فساد و ظلم مي‌باشد. اما در پشت پرده عاملي است براي اجراي نيات اجانب.

انساني رذل و فاسد در جايگاهي قرار گرفته كه هم براي او و نيز براي مردم بسيار خطرناك است. ولي در طرف ديگر سيد شرف خانه (حبيب دهقان نسب) روحاني مسئول و با خدا، تنها انساني است كه در اين شهر توانايي ايستادگي در برابر تقدسي كه ميرزا در بين مردم نادان شهر نصيب خود كرده را دارد تا مردم اسير تار عنكبوتيش نشوند.جدال اصلي روزهاي اعتراض بر سر انحراف آب رودخانه است. رودخانه‌اي كه از ديد ميرزا شيطاني و نفرين شده است و به نگاه شرفخاني و مردم مطلع شهر، مظهر لطف الهي.

زمينهاي ديويد در كنار رودخانه‌اند و براي انحراف آن بايد زمينهاي ديويد را تصاحب كرد. ديويد توسط ليلا از راز تصاحب زمينهايش با خبر مي‌شود. در دل رودخانه دفينه‌اي است باستاني، هر كس آب رودخانه را منحرف كند، دفينه را صاحب مي شود و طبيعتا پول خوبي به جيب خواهد زد.

در پايان اين اتفاق مي‌افتد.شرفخاني تبعيد مي‌شود. ليلا و پدرش جان مي‌بازند و امضاي ديويد به زور گيوتين پاي صفحه قرارداد زمينها نقش مي‌بندد و خودش نيز از كشور اخراج مي‌شود.

ميرزا قاضي شهر مي‌شود و فريدون (كيهان ملكي) كه هرگز مخاطب حدس منفي بودنش را در اين مجموعه نمي‌زند هزاردستان اين ماجرا معرفي شده، صاحب دفينه مي‌شود و آن را به آمريكايي‌ها مي‌سپارد ذهن مخاطب درگير استعمارگراني مي‌شود كه همواره چشم به خاك گربه ما داشته‌اند. تا بوده و بوده. و از ميان طرق مختلف پيشبرد نياتشان، مهمترين حربه‌اي كه در دستمايه قرار داده‌اند، ارزشهاي ديني ما ايرانيان بوده است. هميشه سعي خود را در آلودن دين با خرافه به كار بسته اند تا از آب گل آلود شده صيد بزرگتري نصيبشان شود.روزهاي اعتراض، آخرين ساخته حسين سهيلي زاده نگاهي دارد به اين موضوع به اين كه آدمهاي مقدس ماب توخالي چگونه در طول تاريخ بازيچه استعمارگران قرار گرفته اند تا به بيگانه خدمت كنند چه خواسته يا ناخواسته.در روزهاي اعتراض، گاهي نغمه‌هاي عاشورايي به مدد تصوير مي‌آيند و به نماهاي گرفته شده حال و هوايي خاص مي‌بخشند.روزهاي اعتراض در دل خود عشقي را حمل مي‌كند كه شايد در ظاهر به سرانجام نمي‌رسد، اما