درباره مجموعه های ماه رمضان
از اون سال به بعد دیگه تقریبا میشه حدس زد سریالهای ماه مبارک چه مظمونی دارن و جا پای چه کارهایی میذارن. امسال هم مجموعه ها با توپ پر اومدن اما چیزی نگذشت که پرده بر افتاد و تکرار و تکرار و تکرار از تلویزیونهامون زبونه میکشه!
یک وجب خاک خیلی زود خودش رو لو داد و بیننده هاش دستش رو خوندن! سریالی که فقط به درد مخلافات کنار سفره افطار میخوره و بس! داستانی سراسر لودگی و عاری از کوچکترین تعقل! همه چیز توی اون بر حسب اتفاقه و جالب اینکه سازندگانش احتمالا گمان می کنند که مخاطبان اون رو به حساب ماوراء خواهند گذاشت! شاهکار یک وجب خاک همون چند قسمتی بود که قصه علی، تصادفش و پیوند کلیه اش رو تعریف می کرد!
اغما یکی دو درجه بیشتر توانست خودش رو بالا بکشه! اگر چه تکلیف داستانش با خودش هم مشخص نیست و انگار قرار بوده سازندگانش یه طوری سر ملت رو گول بمالن که بنده های خدا دوزاریشون نیافته که الیاس بالاخره شیطونه یا جبرییل!
نمی دونم از کی تا حالا درجه شیطون انقدر پایین اومده که دختر بازی هم میکنه و وسط رابطه عشقولانه آدما تکل از پشت میره! جالب اینجاست که یک جراح زبده تا حد یک پیرزن عاشق کف بینی پایین اومده! یا اون سینیوریتا رز که به شدت دوست داره عاطفه نوری باشه و ...
میوه ممنوعه هم از اون شاهکارا به حساب میاد! داستانی که هر دو سه روزی مسیرش رو عوض میکنه و مثلا می خواد به مخاطبش رو دست بزنه! ولی غافل از اینکه آخر داستان مثل روز برای تماشاگرانش روشنه! جالب اینجاست که میوه ممنوعه سر و صدایی به پا کرده و چند تا از پیامک هاش هر روز صدای گوشی هامون رو در میاره، سریالی که ضعیفه، چه لحاظ فیلمنانه و چه به لحاظ کارگردانی!به نظر من تنها دو مورده که اون رو سرپا نگهداشته، اول نوع بازیهاست! امیر جعری و علی نصیریان توی این کار خیلی خوبن، همین وبس! دوم اینکه به جز این سریالها دیگه چیزی برای دیدن پیدا نمیشه!