زمستون

عجب برفی زد امروز... چه خوشگل شدن این چنارای ولیعصر... چه حالی کردیم ما...باید بریم تاتر بیضایی رو ببینیم...سفید...سفید...سفید...چه ساده گی عجیبی داره این برف...چه صداقتی...به همه به یه اندازه میرسه...وقتی میزنه همه خوشحالن...فقیر و پولدارم سرش نمیشه...مثل بهار نیست...پر از تزویر...پر از رنگ...پر از ریا...پر از... بی خیال...خوشتون نیومد، من رو ببخشین...زمستون تن عریون باغچه زیر بارون...درختا...خدا بیامرزدش
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی ۱۳۸۶ ساعت 22:14 توسط محمدرضا خالقی زاده
|